X
تبلیغات
رایتل
صبح روز بعد
صبح روز بعد
آرشیو
موضوع بندی
پنج‌شنبه 7 شهریور 1387
نشانه

جاده ماسوله

آیا همیشه نشانه هایی وجود دارند و ما را به راهی رهنمون می کنند؟

اگر خواسته باشم برای پاسخ به این سوال تضمین بیاورم اول کسی که به خاطرم می آید همانا حضرت شیخم مولانا است. او در هر چیزی که می نگریست نشانه ای، کلید رمزی، پاسخی می یافت. نیاز به هیچ اعجاز و جادویی نبود که دیده شود؛ همین پدیده های طبیعی معمولی. زمین، دریا، آب، درخت، باغ، زمستان، بهار، ماهی، ماه، خورشید، شمس- برای شمس لطفا چراغی روشن کنید-  و هزارها هزار واژه ای که در کلام مولوی جان گرفته اند و جان می بخشند. در پس همه این نشانه ها یک حرف، یک جهت هست. عاشقی!

و از این عاشقی به خدا باید رسید.  

رمضان نزدیک است و می کوشم که دردهای عاشقی ام را، آنجا درمان کنم. شاید به قول سید عطاالله مهاجرانی در جهانی که مولوی زیسته و مثنوی وجود دارد؛ می توان زندگی کرد و از خود کشی گریخت...

پ.ن: مهدی علومی دوست خوب و قدیمی ام، مدتی است در تهرانشهر درس می خواند.  از او به خاطر آلبومهای موسیقی که به من داده است تشکر می کنم.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 240773


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

یک حرف از هزاران

دهلـــیز شرق

گفتم گفت

بی کلام

رود راوی

شاهد

حباب

صبرا

حوا

فارغ التحصیلان سمپاد نیشابور

آشنایان

سیبستان

نیک آهنگ کوثر

عطاالله مهاجرانی

جمیله کـــدیور